سنت و ناامنی؛ زنان را از رای محروم کرد
انتخابات به هر شکلی که بود در افغانستان برگزار شد؛ اما بخش از مساله چگونگی مشارکت و حضور زنان در تصمیم گیریهای سیاسی است و این که چه موانعی بر سر راه زنان وجود داشت. اما آنچه که در این انتخابات واضح و روشن بود این است که مشارکت زنان و مردان در این انتخابات کم رنگ تر از دوران قبل بود. دلایل واضح کم رنگ بودن حضور مردم در انتخابات مسایلی مثل ناامیدی و سرخوردگی نسبت به آینده، ناامنی ها و فرهنگ سیاسی است. اما هدف این یادداشت مکثی بر مساله مشارکت زنان و موانعی است که هم چنان زنده و پرقدرت در برابر زنان می استند و مانع جدی در برابر آن ها خلق می کنند و سبب تجدید مردسالاری و عدم نهادینه شدن دموکراسی و حقوق بشر می شود. در جوامع جنگ زده و سنتی افغانستان که تاهنوز به شکل کامل از جنگ بیرون نشده و تاهنوز نیروهای پدرسالار و تفنگ بدوش قدرت را در اختیار دارند و دولت را به تکریم وامیدارند، همان نیروهای اند که می تواند ترس و ارعاب خلق بکنند و از نظر فکری نیز با حضور زنان در عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مخالف اند. علاوه براین، تروریستان طالب که مرگ بارترین و سیاه ترین جریان تاریخی را در قرن بیست و یک در افغانستان و منطقه به و جود آود، مخالف اصلی کل روند انتخابات و گفتمان دموکراسی و حقوق زن و حقوق بشر می باشند که به هیچ قیمتی حاضر نیستند که زنان در انتخابات حضور داشته و از خانه بیرون بیایند – تاجای که گوش و بینی یک مرد را در ارزگان به خاطری مشارکت در انتخابات، بریدند. افغانستان یک جامعه سنت زده و به شدت سنتی است که تمام چوکات بندی اجتماعی و فرهنگی آن به شدت از نظر سنتی در سال های اخیر رادیکال شده و رنگ از اسلام رادیکال و ستیزهجو گرفته و مسبب موانع جدی در برابر دموکراسی و حقوق زنان شده است.
بنابرین، مشارکت زنان در انتخابات را می تواند با توجه به این موانع بررسی کرد. البته که جامعه جهانی و دولت افغانستان در طی هشت سال کارهای انجام داده اند؛ اما این تلاشها، تلاشهای بنیادین در راستای نهادینه شدن حقوق زنان در افغانستان نبود. مساله این است که نهادینه شدن دموکراسی و اعاده حقوق زنان و حقوق بشر رابطه مستقیم با سطح سواد و توسعه دارد که تا کنون در افغانستان، ما چنین وضعیتی را نداریم. بنابرین، یکی از دلایلی که در این انتخابات سبب کم رنگ شدن حضور زنان شد – علاوه بر مسایل ناامنی –، مساله کم سوادی، عدم آگاهی و پایین بودن سطح سواد و توسعه سیاسی و ساختارهای فرهنگی بود. مساله ناامنی یکی از دلایلی فوری و عینی در انتخابات بود که سبب کم رنگ شدن مشارکت زنان در انتخابات شد. نیویارک تایمز در یکی از شمار خود نوشته: "تاثیر اوضاع غیر متجانس امنیتی، مخالفت فراگیر فرهنگی علیه زنان در اذهان عامه، و میزان حملاتی که هدف آن واضحاً ارعاب فعالیت های زنان بود، همه موانع بزرگی را ایجاد نمودند." هرچند زنان در ناامنی ها نقش ندارند ولی قربانی اصلی ناامنی زنان بوده اند. به همین دلیل، روزنامه های جهان زنان افغانستان را "بازندگان همیشهگی" لقب دادند – چنانچه که در این انتخابات، قربانی ناامنی شدند و بخشی عظیم شان تحت شرایطی ساختاری و الزامات مردمحورانه اجتماعی و فرهنگی، به مردان ناباور به حقوق زنان، رای دادند.
علاوه برین، در بسیاری جاها به خاطر تبعیض و ایجاد ترس و تهدید از رای دادن محروم شدند؛ در شمال و جنوب مراکز رای دهی زنان بسته شدند و عملاً زنان از رای دادن و مشارکت فعال محروم شدند. در بسیاری جاهای دیگر، مردان و پسران خانواده به جای شان رای دادند و در بسیاری جاها حق کارت گرفت و عکس گرفتن نداشتند، چه رسد به مشارکت و حمایت فعالانه از کاندید مشخص.
گزارشهاحاکی از آن اند که در روز انتخابات 650 مرکز رای دهی زنان مسدود شده اند؛ به عنوان مثال، از 36 مرکز رای دهی در ولایت ارزگان که مربوط زنان می شد، تنها 6 مرکز آن باز بوده است و بقیه مسدود شده بودند. حتا گزارش های وجود دارد که در جنوب و جنوب شرق کشور هیچ زنی رای نداده است. این بدان معنا است موانع چالش برانگیزی که فراروی زنان وجود دارند، فراتر از مسایلی امنیتی می باشند.
ناظران انتحاده اروپا نیز تاکید کرده اند که امسال، حضور زنان در انتخابات کاهش یافته بوده است. هرچند که دو زن نامزد ریاست جمهوری بود و 333 زن در نامزد شوراهای ولایتی در سراسر کشور بوده اند. تهدیدها و سنت های غیر معقول اجتماعی علاوه بر آن که تبلیغات و کمپاین را برای زنان دشوار و محدود کرده بود، مسبب حضور نیافتن بسیاری از آن ها در روز انتخابات نیز شده بود؛ به عنوان مثال سه زن خود را در شورای ولایتی قندهار کاندید کرده بود که هیچ کدام در جریان کمپاین انتخاباتی و روز انتخابات نتواستند در قندهار حضور داشته باشند. این نشان می دهد که حضور زنان در عرصه های سیاسی در افغانستان، به صورت غیر طبیعی زاده شرایط دیگر است که تاهنوز برای جامعه زن ستیز افغانستان قابل قبول نیست.
بنابرین، بخشی عظیمی از این مشکلات سنت های ناپسند اجتماعی و فرهنگی است که همواره بر مراقبت و محرومیت زنان تاکید دارند. ابعاد مردسالاری در هر جامعه ای، از ازرش ها و هنجارهای اجتماعی که در واقع شکل دهنده ی سنت ها می باشند، دریافته می شود. در افغانستان این ارزش ها و هنجارها به شدت مردمحور اند و در همیشه تاریخ زنان را در کنج خانه زندانی کرده اند. حذف زن از حوزه عمومی و اسیر کردن آن در خانه سبب شده است که زنان از نظر اقتصادی به مردان وابسته بمانند. وابستگی زنان به مردان، بر استمرار و قدرت سنت ها و ارزش های ناپسند جامعه افغانی افزوده است. راندن زنان از حوزه عمومی توسط سنت های مردمحورانهی خشین و قبیله ای که شاخصه مهم یک جامعه عقب مانده و بربری هست، خشونت های غیر قابل تصوری را در بر داشته اند. مراقبت و به حاشیه راندن زنان توسط فرهنگ، زبان، سنت، آموزه های دینی-قبیلهای، همواره سبب خشونت های جسمی و روانی فوق العاده بوده است. اما در دموکراسی ها، این خشونت ها کاهش می یابند و زنان از اسارت و حاشیه و سکوت بیرون شده در مرکز و متن جامعه قرار می گیرند. پروسه آزادی زنان و اعاده حقوق آن ها، روندی است که بواسطه آگاهی زنان و مشارکت آن ها در عرصه های اجتماعی و سیاسی ضمانت می شود. در انتخابات افغانستان، زنان تاحدودی مشارکت کردند. مشارکت زنان در واقع بیانگر بیرون شدن زنان از حاشیه مسکوت به مراکز و کانون های اجتماعی است. به این دلیل، مشارکت زنان علاوه بر آن که به عنوان افراد و شهروندان جدا از مسایلی جنسیتی در یک جامعه مهم و حیاتی اند، از نظر رویکردهای فیمنیستی و توسعه زنان نیز قابل مطالعه و مهم می باشد. اما مساله اصلی در این نوشتار این است که کدام مسایل به عنوان موانع در برابر حضور زنان مطرح بودند و تا کدام سطح توانستند که به مثابه موانع جدی از مشارکت و حضور زنان جلوگیری بکنند.
مسایلی که در این نوشته مطرح شدند عبارت از امنیتیها، سنت ها و خرافه های اجتماعی در قالب ارزشها و هنجارها از جمله عواملی بودند که در برابر زنان مانع خلق کردند. البته که سنت های ناپسند و مسایلی امنیتی همواره در برابر زنان مشکل خلق کرده اند. اما زنان و نیروهای دموکراتیک باید به مبارزه شان در برابر هنجارها و ارزش های ناپسند که امروز در دنیای مدرن و دموکراتیک به ضد ارزش بدل شده اند، ادامه دهند. وقتی به تاریخ نگاه کنیم، جنبش های زنان با سختی موانع روبه رو شده اند و اما در برابر آن تسلیم نشدند تا که به امروز رسیده اند و می توانند ساختارها و هنجارهای مردمحورانه را زیر سوال ببرند که برده اند.
بخشی از کار زنان، تصرف و یا دستبرد در "قضاوتهای اجتماعی" است که به شدت برساخته مردهای جامعه هستند و اکنون نیز در اختیار مردان می باشند که از منظر آن نسبت به ارزش های سیاه و سفید مردانه / زنانه به قضاوت می شینند، ارزش گذاری می کنند و زنان را به حاشیه می رانند. قضاوت های اجتماعی مرد محورانه، نقش بر جسته ای در انتخابات امسال در برابر زنان و ایجاد موانع بر سر راه آن ها بازی کردند؛ به عنوان مثال، کمسیون انتخابات 14 هزار کارمند زن برای تلاشی مراکز رای دهی و همکاری با کمسیون در قبل از انتخابات نیاز داشت و در یافتن این رقم کارمند به مشکل مواجه شده بودند. این واضح می سازد که تاهنوز زنان در بیرون از خانه به دلایلی سنت های اجتماعی و عدم امنیت، کار نمی توانند. این فاکتور به شدت بر میزان مشارکت زنان در انتخابات نیز تاثیر گذاشت و قسمت زیادی از زنان را از انتخابات محروم کرد. بنابرین، می توان گفت که سنت ها و ناامنی به طور کلی اصلی ترین فاکتورهای کاهش مشارکت زنان در انتخابات امسال بوند.