در ادامه "غم بنیادگرایی و تراژیدی یک تمدن"

آقای فرزام دربخش از نظرات خود در پست قبل چنین نوشته است:

باشما موافق ام که جریان های افراطی دینی ازچالش های جدی درفراروی مدرن شدن ودموکراسی به شمار می رود .اما فکرنمی کنید رشد بنیادگرایی اسلامی درواقع تااندازه ای واکنشی باشد درمقابل بنیادگرایی مسیحی ویا یهودی درجهان؟ دردوران جورج بوش درواقع می شد به ساده گی بنیادگرایی مسیحی را درعملکرد دولت او مشاهده کرد.ویا رشد افراطیت یهودی اما نه بشکل افراطیت دراسلام بلکه درقالب یک کشورمثل اسرائیل.

ادامه نوشته

غم بنیادگرایی و تراژیدی یک تمدن

بنیادگرایی اسلامی، پدیدار تاریخی قرن بیست است که در دوران جنگ سرد به اثر رقابت  میان دو ابر قدرت غربی و شرقی، در خاورمیانه و جنوب شرق آسیا قدرت گرفت. البته که بنیادگرایی کنونی، بی تاثیر از روایت ها و فرقه های درون تمدنی که با عقل گرایی سرسازگاری ندارند و در جریان چندین قرن ادامه حیات داشتند، نیست. اما، در واقع جنگ سرد، جنگ دو ایدولوژی کمونیزم و لیبرالیزم بود که  ایدولوژی سیاسی سومی بنام بنیادگرایی یا اسلامی پیکارجو و جهادگر را تولید کرده قدرتمند ساخت.

ادامه نوشته