حمله به وزارت فرهنگ؛ پاسخ به مذاکره
طالبان امروز با یک انجار بزرگ در وزارت اطلاعات و فرهنگ که جان بیشت از 5 نفر را گرفت، موافقت بیقید و شرط شان را برای مذاکره با رییس جمهور کرزی اعلام کردند.
کزری این دوسال و چندی است که دکترین مذاکره با طالبان را مطرح کرده است. اما این دکترین، مثل دیگر دکترین های سیاسی در تاریخ معاصر جهان نیست که همه چیز در آن روشن و تعریف شده باشد. در دکترین کرزی، طالبان خوب و بد، که سال گذشته به خاطر نبوغ که آقای کرزی دارد به زبان اش جاری شد، تاهنوز مبهم و تعریف ناشده است. معمولاً نابغه ها را می گویند که اعصاب معمولی و نورمال ندارند، به این دلیل کرزی نیز تا مرز خدا بیامورز مجمون، به دنبال طالبان لیلی- نما، پیش رفت و نتوانست که حرف مشخص و قابل فهم بگویند.
رییس جمهور نابغه، در تاریخ بشر خیلی کم و نایاب است. صرفاً این چانس به ازای چندین دهه جنگ، ویرانی و هزاران فاجعه انسانی، نصیب افغانستان شد تا "خوش بخت" و "آباد" باشد.
اما این تقصیر ملت افغانستان است که حرف های این نابغه مجنون را نمی فهمند و با طالبان "خوب" که به قول اسماعیل یون در راه خدا مصروف "جنگ اعتقادی و ارزشی" اند، و آدم های بی شماری را ذبح می کنند و مکتب های فراوان را آتش می زنند، تمکین نمی کنند.
مذاکره با طالبان، توسط مهره های پشتونیست در داخل دولت به کمک بریتانیا، عربستان سعودی و پاکستان دنبال می شود. تاجای این طرح سری و مخفیانه و غیر دموکراتیک است که وزیران ارشد کابینه از جمله آقای سپنتا از آن بی خبر بود. سپنتا در کنفرانس روز صلح در وزارت خارجه گفت که آنان که می خواهند افغانستان را به دشمنان صلح تسلیم کنند، به خانه هایشان برگردند. اما چند روزی نگذشت که تغییر موضع داد و از مذاکره حمایت کرد. خیلی های دیگر مثل سپنتان از کم و کیف مذاکره بی خبر بوده و از جمله "غیرخودیها" در بدنه دولت کرزی اند.
جرگه کوچک قبیله ای هم به نفع طالبان انجامید؛ منظورم جرگه امن منطقه ای است. در این جرگه جامعه مدنی، اقوام غیر پشتون، احزاب سیاسی و... هیچ نقشی را ندارند، صرفاً جرگه پشتون های دو طرف مرز است که لاجرم فیصله کردند با طالبان صلح شود. حتا زمزمه های وجود دارد که اردوی ملی افغانستان حاضر شده از طالبان آن سوی مرز دیورند، حمایت کند. معنای این سخن آن است که یا طالبان داخل اردو می شوند یا هم پشتون های قبایلی.
گذشته از این ها، مساله حقوق بشر هم که به فراموشی رفته؛ چون دولت اکنون عملاً عذر-و-زاری پیش ناقضین حقوق بشر و جنایت کاران جنگی، برای حاضر شدن به میز مذاکره دارد. پس داستان عدالت انتقالی با سیاست گذاری های کرزیِ مجنون به باد فراموشی رفته و چهره مسخره به خود گرفته است. دکترین جنون آمیز کرزی، از آن جا غیر انسانی بود که شعار می داد: با "طالبانی که دشمن این خاک نیستند"، مذاکره می کند. این یک سخن جنون آمیز است که عقل ما را راه بدان نباشد. چون تاهنوز معلوم نیست که این طالبان دوست که دشمن این خاک نیستند، کجا اند؟ اصلاً چنین موجودات نیکو بنام طالب در روی زمین، وجود دارد؟
واقعیت تلخ آن است که هم عدالت، صلح و امنیت قربانی جنون کرزی شد، و هم فروپاشی اجتماعی افغانستان ادامه پیدا کرد؛ هر روز گراف جنایت های فردی و جمعی و اغلباً سازمان یافته، بالا می رود؛ فقر با عمق بیشتری گسترش پیدا می کند؛ سرخوردگی اجتماعی شدت می گیرد؛ بی اعتمادی اجتماعی و سیاسی به شدت گسستهای طولی و عرضی جامعه افغانستان می افزاید؛ و...
بیم آن می رود که اگر کرزی بار دیگر قدرت را بگیرد، به عنوان یک سیاست مدار پرنبوغِ با جنون، رکارت فاجعه و فروپاشی اجتماعی و سیاسی در افغانستان را تا کجا می تواند بالا ببرد؟
انفجار در وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، یکی از گیج کننده ترین رویدادها است؛ درست، در زمانی که خوشباشیها و خوشخوانیها برای مذاکره با طالبان جریان دارد. از جانب دیگر این حمله اولین حملهای است که در داخل وزارت، انجام می شود. شاید هم به اجازه آقای خرم بوده باشد! آری، طالبان خوب این بار چنان خوب شدند که طالب خوب تر از خودشان را یعنی آقای خرم را نیز هدف قرار دادند (اگر این فرض درست باشد). فکر می کنم، آقای کرزی طالبان را از هم پاشانده و در بین آن ها تخم نفاق عجیبی را کاشته است. چنان که اکنون خرم را نیز مورد حمله قرار دادند. شاید این هم از نبوغ آقای کرزی است. اما باید منتظر باشیم که برای جواب دندان شکن طالبان به عذر و زاری کرزی برای مذاکره، طالبان چه انعامی را نصیف خواهند شد؟ حتماً امتیازات بیشتر را به کمک انگلیس، عربستان سعودی و پاکستان، می گیرند. این را نیز باید انتظار بکشیم که شیخ های عرب چه قرعه برای افغانستان بیرون می کشند؟ سیاست مدار نابغهی ما که حالا تعویذ شیخ های عرب را بر پیشانه آویخته و نمیدانم تعویذ ملاهای دیوبند را کجا کرده است؟