تبليغاتX
رویکرد - انتخابات و تحکیم دموکراسی در افغانستان

سوال این است که رابطه انتخابات و تحکیم دموکراسی در کدام سویه است؟ دموکراسی چه است و تحکیم آن به چه مفهوم است؟ انتخابات تحت کدام شرایط بهتر می تواند در تحکیم دموکراسی کمک کند؟ .......

تبار دموکراسی و گذار به آن

از گذشته های دور تاکنون جامعه شناسی و فلسفه سیاسی در تلاش پیوسته بوده برای روایت انسانی و اخلاقی از سیاست و دولت در گیتی. در این راستا فیلسوفان و اندیشمندان مشهوری مثل روسو، جان لاک، هابز و مونتیسکیو ظهور کردند که، هرچند به عنوان فیلسوفان کلاسیک مطرح اند اما، هم چنان مهم ترین مرجع روایت دموکراسی در فلسفه سیاسی مدرن به حساب می روند. بعد از این بزرگان دانشمندان و فیلسوفان زیادی مثلی کارل پوپر، ارنست کاسرر، ریچارت رورتی و... از دموکراسی در برابر فاشیزم و توتالیتاریانیزم دفاع کردند و دوباره در قالب فلسفه سیاسی عقل محور دو پدیده دولت و سیاست را مورد بحث قرار دادند و در نهایت از دموکراسی به عنوان بهترین نظام سیاسی و جهان شمول که در آن آزادی، برابری و عدالت تامین می شود، دفاع کردند. در اواخر قرن بیست ویک بحث دیگر نیز در مورد دموکراسی، بر فلسفه سیاسی عقل محور و قانون گرایی سیکولار در جهان افزوده شد. یعنی، علاوه بر بحث های فلسفی و جامعه شناختی در مورد دموکراسی در پرتو مدرنیزم/عقل­گرایی/حقوق بشر، بحث گذار به دموکراسی/دموکراسی سازی نیزمطرح شد. بحث گذار به دموکراسی به عنوان یک رشته پرطرفدار و دارای پهنه­­ی کاربردی وسیع است، در امریکا پایه گذاری شد. بیشتر این بحث تحت عنوان ترانزیتولوژی (Transitology) یا تیوری گذار به دموکراسی به مثابه یک پارایم از سوی دانشمندان مثلی مو اُ دانیل، فیلیپ شمیتر، سامویل هانتنگتن و فوکویاما از نیمه دوم قرن بیست تا آستانه­ی دهه اول قرن کنونی دنبال شد. پارادایم گذار زمانی فربه شد که امریکای لاتین و اروپای شرقی به سوی دموکراسی سازی حرکت کردند. مشهورترین دسته بندی تاریخی در ترانزیتولوژی دموکراسی (گذارشناسی دموکراسی) از هانتینگتن است که از سه موج دموکراسی سخن گفت و در نهایت آخرین موج دموکراسی همان موج سوم است که اکنون ما در فضای آن نفس می کشیم. موج سوم دموکراسی تیرمی­ست که در واقع بر اساس ایده­ای ترانزیتولوژی دموکراسی/پارادایم گذار پدید آمده است. اما تاهنور در این بحث یک تیوری مطمیین  که قابل تعمیم در سطح جهان باشد، خلق نشده است؛ هرچند شما می دانید که خلق چنین یک تیوری که قابل تعمیم بر همه جا باشد، بیشتر نزدیک به افسانه است. ولی تحقیقات که انجام شده است – هرچند رویکردهای مختلفی را به وجود آورده اند – بدون فایده برای کشورهای در حال گذار نمی باشند. یعنی، بدون در نظر داشت این نظریه که افق­های جدید علمی و فکری، اجتماعی و سیاسی را برای بشر باز می کنند، به سادگی نمی توان از دموکراسی سازی و تحکیم آن گپ گفت. جهان، تاهنوز شاهد انواع نظام های سیاسی و حتا شاید انواع دموکراسی ها و مدل های مختلف و متنوعی گذارها به دموکراسی بوده است. بنابرین، گذار –به –دموکراسی دارای مدل های مختلفی در جهان است که این مدل ها هماره مکمل هم بوده اند نه ناقض هم. از سوی، نظریه های کنونیِ کذار به دموکراسی، دارای مفروضه های مختلفی هستند. غالباً چنین پنداشته می شود که یک نظام دیکتاتوری ساختارمند و حاکم وجود دارد که باید به دموکراسی گذار داده شود، یعنی وجود یک دیکتاتوری مفروض قرار داده می شود، پس مساله گذار آن به دموکراسی مورد بحث قرار می گیرد. در حالی که در کشورهای مثل افغانستان، بیشتر مساله "تحکیم دموکراسی" مطرح است تا گذار به دموکراسی. اما، گذارشناسی افغانستان به سوی دموکراسی، نمی تواند بدون در نظر داشتن نظریات گذارشناسانه مورد مطالعه قرار بگیرد.

انتخابات؛ میکانیزم گذار و تحکیم دموکراسی

 مساله کنونی در افغانستان عبارت از مساله چگونگی تحکیم دموکراسی است، نه چگونگی گذار به دموکراسی. البته که جامعه افغانستان از ابعاد مختلفی در حال گذار قرار دارد – همین گونه در حال گذار به سوی تحکیم دموکراسی/نهادینه شدن دموکراسی نیز است. به گمان من، تحکیم دموکراسی، مرحله پیشرفته­تر از آغازه گذار است. یعنی، دیکتاتوری یا هرنظام تمامیت خواه دیگر سقوط کرده و به جای آن دموکراسی آمده، اما این دموکراسی چگونه تحکیم و پایدار می شود؟ در بحث تحکیم دموکراسی موانع چون ساختارهای اجتماعی، گسست های اجتماعی، کنش گران سیاسی، اقتصاد و فرهنگ عمومی باید مورد مطالعه قرار بگیرند. در واقع عوامل و موانع تحکیم دموکراسی دارای ابعاد داخلی  و خارجی اند که باید از هم تفکیک شده مورد مطالعه قرار داده شوند. بحث این است که کنش گران سیاسی یا همان اکتورهای سیاسی در جامعه مثل افغانستان چگونه در برابر ساختارها، گسست ها، و موانع اقتصادی و فرهنگی می تواند دموکراسی را محکم کنند؟ ناگفته نماند که یکی از مشکلات جدی این است که دموکراسی در افغانستان با کنش گران سیاسی غیر دموکرات مواجه است؛ در شرایط کنونی کنش گران غیر دموکراتیک شاه رگ های دولت را در دست دارند. در کلیت امر، در افغانستان هم ساختارها، هم گسست های اجتماعی، هم اقتصاد و فرهنگ و هم کنش گران سیاسی از جمله موانع اصلی تحکیم دموکراسی به حساب می روند. اصولاً بحث گذار به دموکراسی و تحکیم آن بیشتر  تاکید بر میکانیزم های گذار دهنده دارد. اما در افغانستان علاوه بر مساله گذار، مساله دولت –ملت سازی نیز مطرح است. بنابرین باید تاکید جدی تر بر میکانیزم های گذار دهنده ای مثل انتخابات شفاف و عادلانه صورت بیگرد.

 پس یکی از شرط های تحکیم دموکراسی برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه است. هرچند که انتخابات در حد یک میکانیزم است، ولی همین میکانیزم است که حیات دموکراسی را ضمانت می کند. برای تحکیم دموکراسی باید مشارکت مردم و برگزاری انتخابات مبتنی بر قانون وجود داشته باشد. هرچند امروزه بسیاری از حکومت های غیردموکراتیک نیز از میکانیزم های دموکراسی مثل انتخابات برای مشروعیت کاذب خود استفاده ابزاری می کنند. از جمله نظام مطلقه ولایت فقه در ایران که از نظر ساختاری و بنیادهای فکری غیر دموکراتیک است اما از انتخابات برای مشروعیت بخشی برای اعمال غیر دموکراتیک خود استفاده ابزاری می کند. همه­ی جهانیان شاهد بودند که دو روز قبل بنیادگراها که خودشان را مالک اصلی نظام ولایت فقیه می دانند، چگونه در برابر رای مردم کودتا کردند و به جای موسوی محمود احمد نژاد را به عنوان رییس جمهور اعلام کردند و در برابر اعتراض مردم و زیر سوال بردن مشروعیت انتخابات از سوی مردم، به قوه قهریه و خشونت متوسل شدند. حکومتی که از رسانه ها و مشارکت مردم استفاده ابزاری می کند و به رای مردم دست برد می زند تا برای خود مشروعیت کسب کند. در واقعیت امر،  آنچه در انتخابات دهم ایران حاصل شد، جز یک کودتا در برابر رای مردم نبود. برای همین تاکید کردم که برای تحکیم دموکراسی انتخابات شفاف، عادلانه و دموکراتیک لازم است. نه این که کسی بیاید از رای مردم و انتخابات استفاده ابزاری به نفع خود بکند.

 در افغانستان زمینه های فروانی برای برگزاری یک انتخابات غیرعادلانه و غیر شفاف وجود دارند که باید با تمام حسایت مواظب آن باشیم. در ضمن، باید کمسیون انتخابات و ناظران بین المللی در این راستا تلاش های لازم را انجام دهند تا انتخابات خود میکانیزمی برای سقوط دموکراسی نشود. اگر چنین شود، ضریب بحرانِ بی­اعتمادی افزایش می دهد. برای یک انتخابات دموکراتیک مشارکت مردم لازم است اما تا این تاریخ کمتر مردم علاقه به مشارکت در انتخابات دارند. یک دلیل بی­علاقه­گی مردم و بی اعتمادی عمومی است که در طی هشت سال ناکامی و سرخوردگی خلق شده است. اما انتخابات علاوه بر آن که یک گام در جهت تحکیم دموکراسی است، زمینه ای برای کاهش بی اعتمادی فراگیر و گسترده نیز باید باشد. رسانه ها و احزاب سیاسی باید برای مشارکت مردم تلاش کنند. همان طوری که وظیفه احزاب سیاسی و رسانه ها به صحنه آوردن مردم و مشارکت مردم است. اما متاسفانه در افغانستان حزب سیاسی به مفهوم واقعی آن وجود ندارد. در حالی که برای گذار و تحکیم دموکراسی احزاب سیاسی باید وجود داشته باشند. ولی، بدون مشارکت فراگیر مردم در صحنه سیاسی – حالا چه در انتخابات و چه در وضعیت فارغ از تب انتخاباتی – پروسه گذار و تحکیم دموکراسی پرچالش خواهد بود.  

 بنابرین، در کشورهای مثلی افغانستان که تازه دموکراسی را می خواهند تجربه کنند، و صاحب دولت قانونی، قانون اساسی، رسانه های آزاد اند، برای مشق بیشتر دموکراسی باید انتخابات به عنوان یکی از میکانیزم های اساسی دموکراسی و انتقال مسالمت آمیز قدرت، به صورت شفاف و عادلانه برگزار شود. چون انتخابات است که سبب گردش نخبگان، انتقال مسالمت آمیز قدرت، نهادینه شدن فرهنگ شهروندی و مشارکت اجتماعی –سیاسی شهروندان می شود. پس برای نهادمند ساختن دموکراسی، انتخابات اگر شرط کافی نباشد، بدون شک یک شرط لازم هست. به ویژه در  شرایطی که افغانستان گرفتار منجلاب است، به هیچ قیمتی نباید انتخابات صدمه زده شود. در حالی که کارهای کمسیون انتخابات مشکوک است و تعداد زیاد از کاندیداها که همان اکتورهای غیردموکرات اند، برای معامله های سیاسی و یا هم شهرت خودشان را کاندید کرده اند و برنامه ای ندارند.  افغانستان کشوری است که دارای موانع مختلفی و بی شماری در برابر دموکراسی است؛ مثلی ساختارها ، گسست ها، فرهنگ، اقتصاد و کنش گران غیر دموکراتیک. التبه در کنار این موانع عوامل تحکیم دموکراسی هم وجود دارند؛ مثلی حمایت جامعه جهانی، رسانه های آزاد، قانون اساسی و خاطرات تلخ گذشته ای تاریخی. اما در سطح میکانیزم ها، انتخابات برای تحکیم دموکراسی در افغانستان می تواند به مثابه یک میکانیزم گذاردهنده اجتناب ناپذیر به آن احترام گذاشته شود و برای برگزاری شفاف و عادلانه آن تلاش شود؛ هرچندی که نتیجه انتخابات مطلوب نباشد.  

+ نوشته شده در Tue 16 Jun 2009ساعت 14:56 توسط پهلوان |