تبليغاتX
رویکرد - انتخاباتِ پرترديد و زوال نظام ولایت مطلقه فقیه

 انتخابات دهم يكي از پر هيجان ترين انتخابات در ايران بود كه دو كانديد  از جناح محافظه كار و دو كانديد هم از جناح اصلاح طلب با هم رقابت مي كردند. رقابت ها در اين انتخابات زماني اوج گرفت كه مناظره تلويزيون دو كانديد مطرح از دو جناح يعني آقاي مير حسين موسوي و محمود احمدی نژاد تا حدود زيادي به تشنج انجاميد. اين مناظره قبل از آن كه نقد بر برنامه هاي  دو طرف باشد، بيشتر طعنه بازي ها و عقده گشايي هاي دو نامزد را نمايش داد. به هرحال همين مناظره فضاي انتخابات را بيشتر از پيش گرم تر و هيجاني كرد. نشانه هاي فروان در اين انتخابات و جود داشتند كه اين انتخابات را متمايز از انتخابات قبلي در ايران مي كرد. در همين انتخابات مير حسين موسوي از رنگ سبز به عنوان يك نشانه عمومي و القاعده كننده يك صف واحد از اصلاح طلبان، دگرديسي خواهي و دموكراسي طلبي و قدرت اصلاح طلبان را در شهر و خيابان به نمايش مي گذاشت. تاجاي که، استفاده از اين رنگ توسط اصلاح طلبان، از سوي محافظه كاران دولتي و سيستمي، به انقلاب رنگي تعبير شد.  اما بر خلاف تحليل ها و انتظارات، آقاي احمدی ن‍ژاد برنده انتخابات اعلام شد كه به تنش هاي خياباني و واكنش هاي تند موسوي و كروبي مواجه شد. حالا سوال اين است كه يك انتخابات پرترديد كه مشروعيت آن زير سوال  است، چنان بي اعتمادي را خلق نخواهد كرد كه آينده نظام را تهديد كرده و  انفجار اجتماعي را سبب شود؟

 رسانه ها و صاحب نظران سياسي تاحدودي زيادي پيروزي موسوي را قطعي مي دانستند. البته به شكل عيني، صف های رای دهندگان در روز راي دهي و اظهارات خشمگينانه اي ايراني ها در روز دوم، نيز گواهي بر همين امر است. اعلام خبر پیروزی احمد نژاد غير مترقبه به نظر مي رسد که بدون شك تحليل گران و شهروندان ايراني را بهت زده كرد. البته كه اين بهت زدگي تاحدودي قابل پيش بيني بود؛ چون از همان اول اتهامات مثلي سازمان دهی«انقلاب رنگي» از سوي حلقات دولتي احمدی نژاد مثل سپاه پاسداران به جناح اصلاح طلب و طرفداران موسوي مطرح شد. اين مساله را به شکلی موسوي نيز در نامه خود تحت عنوان «انالله و اناالیه راجعون» به مراجع تقليد اشاره کرده است. موسوی در این نامه مشروعيت انتخابات را زير سوال برده گفت تمام راه ها براي احقاق حق بسته است. موسوي گفت: «توسل به دروغ و استفاده‌ بی‌حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم، به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود». همين گونه، در انتخابات قبلي نيز ايراني ها تاحدودي با نتيجه غير مترقبه مواجه شدند. اما اين بار اين نتيجه غير مترقبه نمودها و مظاهر ديگري نيز در پی داشته و تنش ها را در سطح گسترده و عمومي افزايش داد. طرفداران موسوي در خيابان ها تجمع كردند و حتا از درگيري آن ها با پوليس در تهران و اصفهان گزارش شد كه خواهان بازپس گيري راي هاي شان بودند. شهروندان ايراني در خارج ايران نيز اعتراضات تندي در برابر نتيجه انتخابات كردند.  آقای موسوی تاکید کرد که «ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات، هشدار می‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد.»  وی اعلام کرد که «اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه‌گرانی دروغگو در مقابل مردم تبديل كند». آقاي كروبي نيز اين انتخابات را «مضحک و شگفت» اعلام كرد. در حالي كه آقاي خامنه اي نتايج انتخابات را تاييد كرده پيروزي در انتخابات را براي احمدی نژاد تبريك گفت و از تمام كانديدا ها خواست كه با وي همكاري كنند (راديو زمانه). اين بدان معناست كه  مشروعيت انتخابات ايران زير سوال رفته و يك باره ايراني ها را شوكه داده است. سرنوشت موسوي و كروبي در حالي چنين است كه آن ها از فرزندان نظام به شمار مي روند، اما آناني كه فرزند با اعتماد نظام نيستند كه حق كانديداتوري ندارند!

از سوي، علی‌اکبر محتشمی‌پور، رییس کمیته‌ی صیانت از آرا، اين انتخابات  را به دلیل «تخلفات گسترده‌ی ناظران و مجریان در مراحل مختلف رای‌گیری و شمارش آرا»، باطل می‌داند. به  شوراي نگهبان گفت كه اين انتخابات در شان نظام نيست. اما آقاي اسماعيل كوثري عضو امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ادعاي اصلاح طلبان را رد كرده گفت: «افرادی که با طرح صیانت از آرا تلاش می‌کنند منافع ملی را قربانی کنند بدانند قربانی کردن منافع و مصالح کشور، برای توجیه شکست در انتخابات قابل بخشش نیست». در همين حال خبرگزاري فارس نوشت: «برخی از این افراطیون با فراخوان اراذل و اوباش از نقاط مختلف در صدد برآمده‌اند در شهر آشوب و بلوا برپا کنند» (دويچه وله). البته اراذل و اوباش گفتن كتله اي از شهروندان نه تنها كه چيزي تازه در ايران نيست بلكه در بسياري از كشورها غيردموكراتيك جهان به نحوي از انحا وجود داشته كه تبعات سياسي و اجتماعي سنگين آن هزينه گزافي گرفته است. البته استفاده از رسانه های دولتی برای حمایت احمد نژاد و مختل کردن نشران رسانه های مخالف و بی طرف، پدیده ای است که همواره در این نوع کودتاه های خاموش در ایران وجو داشته این بار نیز عمل تکرار شد. واقعیت این است که نتیجه این انتخابات کودتای بود در برابر رای مردم.

اما حالا سخن بر سر اين است كه يك انتخابات پرديد كه مشروعيت اش زير سوال است،چه پيامدهاي را در پي خواهد داشت؟ به نظر مي رسد كه انتخابات پرترديد كه از سوي ديگران قابل پذيرش نيست، بي اعتمادي سياسي- اجتماعي و بحران مشروعيت را به اوج مي رساند. بي اعتمادي، مهم ترين عامل بحران و گسست هاي سياسي –اجتماعي است. همه شاهد بودند كه روز شنبه معترضان در تهران به خيابان ها ريختند و علي رغم تلاش­هاي پوليس، ضرب و شتم معرضان و بازداشت فعالان سیاسی، بعضي از اماكن عمومي و دولتي را آتش زدند. اين نشان مي دهد كه شك نسبت به نتايج انتخابات، مقدمات بجران اجتماعي و سياسي را فراهم مي كند. اما آقاي خامنه اي، بيشتر به فكر آن است كه نسل جديد مثل احمدی نژاد را به جاي ياران هم نسل خود به قدرت‌ آورده پايه هاي نظام را استحكام دوباره ببخشد. حتا اگر عملي كردن اين طرح به پاره شدن مشروعيت بیانجامد. تزريق نيروي جوان و جديد براي استحكام نظام و قدرتِ برخاسته از نظام ولايت فقه، طرحي است كه با مطرح شدن احمدی نژاد در دور قبلي روي دست گرفته شده بود و جناح محافظه­كاران و اصلاح طلبان هم نسل خامنه اي  با اين طرح كنار زده شدند. جدي ترين حاشيه راني هاي اين طرح، اتهامات احمدی نژاد به ناطق نوري و رفسنجاني در مناظره احمدی نژاد با موسوي بود كه اين اتهامات مي تواند بر جايگاه مردمي آن ها به شدت تاثير بگذارد. اما از جانب ديگر، ايران در وضعيتي قرار دارد كه نسل جديد و ديگر انديشاني كه چندان تعلقي به ايدولوژي حاكم و خاطرات انقلاب  و جنگ هاي هشت ساله ندارند، در حال ظهور اند. مسلماً اين نسل، خواست ها و مطالبان متفاوت از مقررات نظام دارد. بنابرين، فشرده كردن و انسدادي كردن هرچه بيشتر فضاي عمومي، به حاشيه راندن نيروي ديگر انديش و تقلب گسترده در انتخابات ميزان نارضايتي ها را در داخل افزايش خواهد داد.  در بعد خارجي، رابطه تنش آلود ميان ايران و غرب، فضاي هاي سياسي و اقتصادي ايران را تنگ تر خواهد كرد. احمدی نژاد در برابر امريكا و غرب از تندروي و سياست تهاجمي استفاده  كرد كه تبعات آن را مي توان بر وضعيت سياسي و اقتصادي ايران مشاهد كرد. به گفته اصلاح طلبان، «دشمن تراشي» احمدی نژاد در مناسبات بين المللي و منطقه اي، علاوه بر آن كه به انزواي ايران انجاميد، منجر به تنك شدن فضاي سياسي و مدني داخل نيز شد. اما آقاي احمدی نژاد با رييس جمهور شدن در اين دور، علاوه بر آن كه همان سياست خارجي را ادامه خواهد داد، بلكه مهر مشروعيت مضاعف مردمي را بر آن سياست نيز مدعی خواهد شد. اين گونه، زمينه براي فرافكني ضعف ها مساعدتر شده و نظام هم چاره اي ندارد جز اين كه مساله هسته اي را ناموسي­تر كند.

در اين انتخابات، دو مساله مشخص است؛ يكي پيروز احمدی نژاد و دوم مشكوك خواندن پيروزي احمدی نژاد و قبول نكردن آن سوي حريفان و در نهايت عدم مشروعيت انتخابات. اين دو مساله در تضاد با هم قرار دارند كه هم زمان نفي كننده يك ديگر اند. مهم اين است كه نتيجه اين تناقض به كجا مي انجامد؟ نيروي حاكم بر اريكه قدرت، مخالفان را چگونه راضي مي كند؟ يا اين كه بازهم اعتراض هاي مردمي را در تهران و اصفهان، كار دشمنان ايران و «اراذل و اوباش» قلمداد كرده به سركوبي آن ها مي پردازد؟ البته در نظام هاي ايدولوژيك بر اساس تجاب تاريخي همواره مردم دنيا به خودي و غيرخودي تقسيم مي شوند و غيرخودي ها همواره ابزارهاي دشمن تلقي مي شوند. چنانچه آيت الله خامنه اي در پپام خود برعليه آنان كه خواهان بازپس گيري راي شان بودند گفت: «گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه هایی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند» (بي بي سي). اين چيزي است كه در گذشته دو- سه دهه اخير ايران هم وجود داشته است. با توجه به ديگرگوني هاي دو – سه دهه اي اخير كه در ساحت عمومي و فرهنگ سياسي به وجود آمده است، سياست طرد «ديگري» تا كجا مي تواند كارساز واقع شود؟ يك احتمال ضعيف ديگر هم اين است كه كرسي نشينان نظام، واقعيت هاي جديد را – چه در داخل و چه در خارج – بپذيرند و فضاي جديد را باز كرده و در خط سياسي نظام تغييراتي را ايجاد بكنند. اين احتمال به اين دليل ضعيف به نظر مي رسد كه تغيير خط سياسي نظام يك بدعت نابخشودني به نظر مي رسد. اما آنچه كه اكنون واضح به نظر مي رسد اين است كه ترديد در برابر نتيجه انتخابات و شكل گيري بي اعتمادي و بحران مشروعيت در افكار عمومي نسبت انتخابات بدو شك آينده نظام را به چالش فرامي خواند. افزون براین، میلیتاریستی شدن نظام که در این انتخابات شاهد آن بودیم، نیز پایه های نظام را لرزان خواهد کرد. طوری که آقاي موسوي در نامه خود به مراجع تقليد چنين نوشت: «سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آراء را به دنبال خواهد داشت.». شايد احمدی نژاد و آيت الله خامنه اي قادر به سركوب اعتراض ها به خاطر حفظ آبرو حيثيت نظام شوند؛ چنانچه ديروز پوليس به معترضان حمله كرد و فعالان سیاسی را بازداشت کردند. اما چنان به نظر نمي رسد كه سركوب كردن و از از تيغ تيوري توطئه همه را رد كردن، بتواند بقا و ثبات پايه هاي نظام را در آينده تضمين كند؛ چون اين گونه، مشروعيت و صداقت نظام و رهبري نظام به شدت زير سوال مي رود.   

+ نوشته شده در Sun 14 Jun 2009ساعت 19:13 توسط پهلوان |