خودشی رفته نشانی یای شی مَنده / پیشی درگه جَگِه پایای شی مَنده
جَگِه پایا ره سنگدیره کونوم مه / خانه کعبه وَری دَوره کونوم مه
دیروز وقتی از خرابههای دهمزنگ گذشتم مثلی همیشه به این اندیشیدم که چند نفر زیر آوار شده باشد؟ با خود گفتم که سنجش فاجعه که با آمار نمیشود، کافیست یکی اینجا در خون خفته باشد. بیاد روزهای افتادم که تازه کابل آمده بودم و در پایههای برق جای اصابت گلولهها را شمارش میکردم و چقدر عاجز می آمدم. بعد هم به یاد روزهای افتادم که افشار یکسره ویرانه بود و دلالت محض بر جنایت و فاجعه، یکسره سکوت برباد رفتهگان و تباه شده گان...
در خبرها خواندم که آقای مجددی فالی زده که در آن خداوند به سوی کرزی اشارت و بشارت پیروزی داده است...