..سخنی پبرامون اظهارات کلنتن، هالبروک و حمید زاده در مورد مذاکره با طالبان و نگرانی های ناشی از آن...
...اگر این لویه جرگه صرفاً به خاطر تروریستان طالب و مطالبات آنها دایر شود، بدان معنا است که ما با این همه قربانی در نهایت دست و پا بسته تسلیم پاکستان، بنیادگرایی و تروریسم میشویم؛ و این جفای نابخشودنی در حق مردم افغانستان است.
این چند سالی است که بسیاری از بینظمیها، سرقتهای مسلحانه، و آدم رباییها در کشور به شرکتهای امنیتی خصوصی نسبت داده میشود.
اشاره: این نوشته را برای روز صلح نوشته بودم.
جنگ و صلح پدیدههای انکار ناپذیری در تاریخ زندگی بشریت بوده اند. اما شرف و آرامش بشریت همواره در گیرو صلح به مثابه یک نیاز، یک امر اخلاقی و انسانی و در نهایت یک امر عقلانی، معنادار و قابل تحقق بوده است.
تحولات که در پاکستان در این واخیر سرعت میگیرد، برای هر ناظر اجتماعی، سیاسی و نظامی دارای جذابیت خاصی شده است. در این اواخیر رابطهی پاکستان و باهند در شک و تردید بیشتر به خاطر حملات تروریستی ممبئی سال گذشته فرورفته است، ارتش پاکستان هم چنان به حملات جدی علیه تروریستان طالب و القاعده ادامه میدهد، ارتش پاکستان دارای هواپیماهای بدون سرنشین شد و مهم تر از همه که پاکستان در آستانه گذار از نسل سیستمهای موشکی کوتاه برد به نسل از موشکهای دوربرد قرار دارد و همین طور حال افزایش کلاهکهای هستهای قرار دارد.
سوال این است که بر اساس سیستم کمیسیون انتخابات که برای رایگیری و سنجش آرای حقیقی از غیرحقیقی طرح شده است، عدالت بر قرار میشود؟ یعنی، میکانیزمهای که برای شمارش آرا وجود دارد، میتوانند آرای حقیقی را بازنمایی کنند؟
هدف این یادداشت مکثی بر مساله مشارکت زنان و موانعی است که هم چنان زنده و پرقدرت در برابر زنان می استند و مانع جدی در برابر آن ها خلق می کنند و سبب تجدید مردسالاری و عدم نهادینه شدن دموکراسی و حقوق بشر می شود.
اشاره: این نوشته دوماه قبل در یکی از نشریه های کابل برای نخستین بار به نشر رسیده است، به خاطر شریک ساختن با شما در اینجا نیز آوردم.
شاید این عنوان به نظر تان خوشایند و مناسب به نظر نیاید، این عنوان بیان می کند که انتخابات از کسانی دیگر و برای کسانی دیگر است که زنان در آن به عنوان موجودات اضافی و شرکت شان نیز مشروط به اراده معطوف به قدرت مردان مطرح است. اما واضح است که زنان در جامعه افغانستان دارای نقش زنان در یک جامعه دموکراتیک که در ساختار اجتماعی و تلقی جمعی از توانایی های مساوی به مردان برخوردارند، نیستند. البته که زنان در افغانستان به لحاظ قانونی دارای حق رای و انتخاب و در کل مشارکت سیاسی هستند و اما به لحاظ عملی و اجتماعی تاهنوز زنان حق انتخاب را به صورت مستقیل ندارند.